تبليغاتX
دریچه

فعال شدن فرقه‌های انحرافی به دنبال رخدادهای پس از انتخابات

فرقه ضاله بهاییت، تبلیغات خود را برای اشاعه این فرقه ضاله، پس از رخدادهای پس از انتخابات افزایش داده است.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، یک منبع خبری از استان یزد، با اعلام خبر بالا گفت: برخی از مبلغان فرقه ضاله بهاییت با استفاده از فضای پدید آمده از آشوب‌های پس از انتخابات، تبلیغات ضد دینی خود را افزایش داده‌اند.
این گزارش می‌افزاید: حوزه فعالیت تبلیغات این فرقه ضاله که در چند ماهه اخیر نیز با استفاده از رسانه‌هایی همچون «بی‌.بی.‌سی» فارسی و «صدای آمریکا» به مظلوم‌نمایی و رعایت نکردن حقوق بهاییان در ایران می‌پردازد، در مناطق مرزی استان‌های خراسان رضوی و خراسان جنوبی متمرکز شده است.
همچنین در نقاطی از تهران، اصفهان، تبریز، کرمانشاه و شیراز، خبرهایی از فعالیت‌های مبلغان این فرقه به دست آمده است.
این گزارش می‌افزاید: یارگیری بهاییان، در حالی شکل تازه‌ای به خود گرفته است که تطمیع مادی در آن نقش اولیه را بازی می کند.
همچنین شکنندگی اعتقادی برخی از جوانان، دستمایه‌ای برای جذب آنان به این فرقه ضاله شده است.
این در حالی است که از مناطق کویری کشور نیز گزارش می‌رسد، تبلیغات برای جذب به دین یهود گزارش شده است که جزییات بیشتری از آن در دست نیست.
بنا بر این گزارش، این اقدامات در حالی انجام می‌گیرد که وهابیون نیز در مناطقی از استان های خوزستان، سیستان، بلوچستان و هرمزگان، همچنان در تلاش برای یارگیری و جذب این مرزنشینان به افکار ضاله خود هستند.
چندی پیش، نیز شیرین عبادی در گفت‌وگو با «بی.‌بی.‌سی» فارسی اظهار داشت که او دفاع از بهاییان را با کمال افتخار می‌پذیرد،که این موضوع سبب شد بسیاری وی را از حامیان این فرقه بدانند. 
به تازگی نیز در مناطقی از خوزستان به ویژه شهرهای جنوبی آن، دیده شده است که برخی جوانان با انداختن گردن‌بندهایی با نمادهای زرتشتیان، با افتخار می‌گویند که ما زرتشتی شده‌‌ایم. این نمادها که به وفور در کنار خیابان‌ها به فروش می‌رسد و بعضا مورد استقبال جوانان بیکار و ناآشنا به هویت دینی و ملی خود قرار می‌گیرد.

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 16:34 توسط |

آیا فریادرسی هست؟

خبر را که خواندم شوکه شدم.مدیر دبیرستان نوشیروان جی تاتا از پذیرفتن آموزگار دینی فرستاده انجمن زرتشتیان تهران برای آموزش دینی به دانش آموزان زرتشتی این دبیرستان خودداری کرده و گفته است که این دانش آموزان باید به کلاس های دینی آدینه انجمن بروند.

بیش از دو دهه است که هازمان زرتشتیان ایران گونه های مختلف تحقیر وتوهین را از سوی مدیر این دبیرستان که بزرگترین واحد آموزشی زرتشتیان تهران را در تیول خود گرفته است شاهد هستند.شوربختانه در درازای بیش از دو دهه هیچیک از شخصیت های حقیقی و یا حقوقی هازمان نتوانسته اند گامی در جهت تغییر روش و منش این شخص و یا تغییر مدیریت این دبیرستان بردارند.

اینکه این شخص فرستاده انجمن زرتشتیان تهران را نپذیرفته است چنان دور از ذهن نمی نمود اما آنچه در این میان اهمیت می یابدخدشه دار شدن اعتبار و اقتدار ارگانی مانند انجمن زرتشتیان تهران است که چگونه اجازه می دهد اینگونه فرستاده اش را رد کنند و پا بر روی خرد جمعی نمایندگان هازمان زرتشتی بگذارند.

دردناک تر آنجاست که با گذشت روزهایی از این توهین آشکار مدیر دبیرستان نوشیروان جی تاتا به هازمان زرتشتی  هیچگونه واکنشی را نه از سوی  انجمن زرتشتیان تهران و نه نماینده زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی که در این هنگام شایسته است تا پشتیبان انجمن باشد شاهد نبودیم و یا دست کم در رسانه های زرتشتی بازتابی نداشت.

بسیار نیکو و پسندیده است که نماینده ما در کنگره های بین المللی از حق هازمان زرتشتی ایران دفاع کند و باز هم بسیار به جاست تا کنگره های جهانی زرتشتیان در ایران برگزار شود اما در کشور خودمان و در جایی که حقوق ابتدایی ما به عنوان شهروندان آن کشور به هیچ انگاشته شده و یک مدیر دبیرستان به خود جرات می دهد به آسانی به شعور جمعی هازمان توهین کند آیا فریادرسی هست؟

بسیار فکر زیبایی است که انجمن ما دارای سیستم خبررسانی مدرن و امروزی باشد اما آیا انجمن ما هیچ اندیشیده است که شخصیت دانش آموز زرتشتی نوشیروان جی تاتا بسیار مهم تر از چاپ فرازنامه است؟

می دانم.تغییر روش این شخص و یا تغییر مدیریت این مدرسه با وجود انتساب وی به مقامات بالای حکومتی چندان آسان نیست اما می توان تلاش کرد و اگر نشد نتیجه را با صداقت و حسن نیت با هازمان در میان گذاشت تا چاره ای اساسی برای آن یافت.دست روی دست گذاشتن و چشم به راه امداد غیبی نشستن چاره راه نیست.

 این بار باید همه دست به کار شویم. این نخستین زنگ خطر است.آن را جدی بگیریم.پیش از آنکه رویدادهای تلخ دیگری را شاهد باشیم.

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 10:50 توسط |

گردش۴۱ چگونه خواهد گشت؟

چهارسال پیش درست در همین روزها که سی و نهمین گردش انجمن زرتشتیان تهران واپسین روزهای خود را پشت سر می گذاشت گفتگویی انجام دادم با رستم آبادیان فرنشین آن زمان انجمن. رستم آبادیان فرنشین گردشی بود که شایدبتوان آن را پرحادثه ترین گردش انجمن پس از انقلاب نامید. انجمنی که با استعفای بیش از یک سوم هموندانش در آغاز کار روبرو شد و در میانه راه به سبب به حدنصاب نرسیدن هموندانش مجبور شد تا انتخابات میاندوره ای برگزار کند.آن روز رستم آبادیان برای اینکه بتواند گستردگی کارها و مسئولیت های انجمن زرتشتیان تهران را به خوبی برای من که بسیار به عملکرد انجمن انتقاد و اعتراض داشتم بیان کند جمله جالبی را به کار برد .آبادیان گفت که انجمن زرتشتیان تهران مانند یک وزارتخانه است و برای اداره آن زمان و نیروو برنامه ریزی بسیار لازم است.سخنی که بعد ها بسیاری از هموندان بعدی انجمن به درستی آن اذعان کردند.

روزهایی بعد از آن گفتگو هنگامی که برای شناختن بیشتر نامزدهای حضور در هیات مدیره گردش ۴۰ انجمن به تالار دبیرستان فیروزبهرام رفته بودم از زبان بسیاری از آن نامزدها که تقریبا تمامی آنها به گردش جدید راه یافتند شنیدم که در معرفی برنامه های خود برای انجمن گفتند در پی آن هستند تا سرمایه های راکد انجمن را که در حسابهای بانکی موجود است به سود هازمان زرتشتی به جریان بیندازند .کاری که به گمان آنها گردش 39 انجام نداده بود.

این روزها و در حالی که گردش ۴۰ نیز به پایان راه خود رسیده است مهمترین انتقاد هازمان به این گردش ازبین بردن همان سرمایه هایی است که برآن بودند تا آنها را به جریان بیندازند. مهمترین اشتباه گردش 40 اما همین بود که نفهمید تفاوت "به جریان انداختن سرمایه" و "خرج کردن " آن چیست؟گردش ۴۰ که گویا از وزارتخانه بودن انجمن تنها در اختیار داشتن بودجه های میلیونی را قبول داشت بدون آینده نگری و برنامه ریزی درست برای سرمایه ،آن را خرج مواردی کرد که شاید کمترین بازگشت را برای انجمن داشته باشد. هزینه این اشتباه آنقدر بالا بود که گویا در پایان دوره گردش انجمن پولی برای هزینه های جاری اش در خزانه نداشت و اگر نبود آن چند صد میلیونی که بابت اجاره زمین های قصرفیروزه دریافت کرد مشخص نبود چه اتفاقی خواهد افتاد تا باز هم ناگزیر درودی بفرستیم بر روان کیخسرو شاهرخ با آن آینده بینی اش.

گردش ۴۱اما در حالی کارش را آغاز می کند که به آسانی و با استفاده از تجارب دوگردش پیشین می تواند برنامه ریزی درستی برای سرمایه های مادی و معنوی انجمن انجام دهد.چهل و یکمین گردش دیگر آن میلیون ها نومان را در حساب ندارد تا با خاطری آسوده انها را خرج کند و از سویی دیگر با افزایش تورم هزینه های جاری وهزینه های نگهداری از اموال انجمن افزایش یافته است.همچنین به سبب خیریه بودن انجمن زرتشتیان تهران امکان این که انجمن بتواند فعالیت هایی درآمد زا داشته باشد بسیار محدود خواهد بود.بنا بر تمامی این موارد بایسته است تا انجمن راهبردی دقیق و کارساز برای "به جریان انداختن" سرمایه های انجمن بیابد.

در این راه گردش تازه با چالش هایی روبرو خواهد بود. نخست بیماری کهنه تمامی انجمن های ما یعنی "یکی بودن مدیر و مجری"می تواند بزرگترین سد در برابر تصمیم سازی درست انجمن باشد.بازکردن و تقویت کمیسیون های انجمن و همچنین داشتن روابط عمومی قوی در هازمان می تواند نیروهای بالقوه را بالفعل کرده و آنها را به نقش آفرینی در هازمان تشویق و ترغیب کند.

چالش بعدی انجمن که شاید بتواند برتمامی تصمیم سازی های هیات مدیره تاثیر مستقیم داشته باشد تقابل سنت و مدرنیته در این هیات مدیره است. جایی که رستم تیراندازیان نفردوم گردش ۳۹با سالها تجربه در انجمن های سنتی پیشین در برابر رستم خسرویانی نفر دوم گردش ۴۰ قرار می گیرد که سودای نوکردن سیستم انجمن را در سر دارد و در جایی که جمشید غریبشاهی با شیوه های سنتی اش در کنار مهران سپهری با دانش نوین و آکادمیک مدیریت دور یک میز می نشینند بهترین مکان برای برآمدن این رویارویی است. تقابلی که هم می تواند چالش باشد و هم می تواند بهتریت فرصت ها را در اختیار هیات مدیره برای پردازش و گفتگوی بیشتر و عمیقتر در مورد تصمیم ها قرار دهد. چگونگی روبرو شدن با این چالش تنها به میزان ظرفیت دموکراتیک هموندان هیات مدیره بستگی دارد.

بزرگترین چالش انجمن اما در دبیرخانه تازه نقل مکان کرده اش است . جایی که باید به عنوان بازوی اجرایی هیات مدیره باری سنگین را بر دوش بکشد . شاید برای این دبیرخانه تنها یک رییس و چند کارمند کافی نباشد.بازوی اجرایی انجمن باید بسیار گسترده تر از چند کارمند ساده و یک سرپرست باشدبه گونه ای که دبیرخانه بخشی از آن بازوی اجرایی باشد نه تمام آن.دبیرخانه کنونی انجمن های ما سالهاست که زیراین بار سنگین کمر خم کرده است.

امیدوارم تا گردش تازه بتواند هوایی تازه را برای هازمان زرتشتی به ارمغان آورد.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 11:54 توسط |

پروانه در باد...

یکسال یا کمی بیشتر زمان لازم بود تا وزارت کشور پروانه آغاز به کار چهل و یکمین گردش انجمن زرتشتیان تهران را صادر کند.(که البته تا زمان نوشتن این جمله هنوز پروانه ای صادر نشده است و صدور تنها زبانی بوده است) این نخستین بار نیست که وزارت کشور چنین وقفه ای را در روند کار انجمن های ما به وجود آورده است و به یقین واپسین بار نیز نخواهد بود.

بررسی صلاحیت افراد در انتخابات پروسه ای کاملا امنیتی بوده و در ارتباط مستقیم با امنیت داخلی کشور قرار دارد. حتی در مورد انجمن ها و سازمان های گوناگون نگاه وزارت کشور نگاهی کاملا سیاسی و امنیتی است و تفاوتی ندارد که انجمن مورد نظر یک انجمن خیریه باشد یا یک حزب سیاسی. بر این مبناست که تایید یا عدم تایید صلاحیت افراد در انتخابات بر این اساس صورت می گیرد که آیا فرد دارای پرونده امنیتی نزد ارگانهای اطلاعاتی کشور است یا نه.

سال گذشته هنگامی که کورش نیکنام عزم خود را جزم کرده بود تا برای دومین دوره بر کرسی سبزرنگ مجلس تکیه زند به ناگاه از سوی هیات نظارت بر انتخابات و شورای نگهبان رد صلاحیت شد. بلافاصله پس از آن چندین نفر از هموندان هیات احرایی انتخابات در حوزه زرتشتیان که از قضا از هواداران و نزدیکان نیکنام بودند گرفتار تیغ نظارت شورای نگهبان شده و از گردونه خارج شدند. آن زمان  به درستی مشخص نشد که دلیل این رد صلاحیت های گسترده چه بوده است.

اکنون اما یکبار دیگر پنج نفر از برگزیدگان هازمان زرتشتی به همان دلایل ناشناخته شانس حضور در انجمن و خدمت به هازمان را از دست دادند.نکته جالب آنکه دو نفر از این پنج نفر در گردش پیشین انجمن زرتشتیان تهران حضور داشته و تقریبا تمامی امور مالی انجمن را در دست داشتند.و نکته جالب تر آنکه باز هم خذف شدگان از نزدیکان و هواداران کورش نیکنام هستند.

بسیار ساده انگارانه خواهد بود اگر فکر کنیم که نماینده برگزیده هازمان زرتشتی برای حضور در مجلس شورای اسلامی که خود از صافی این پروسه تایید صلاحیت گذشته است قادر است تا  خروجی این پروسه را تغییر دهد.دلایل امنیتی این رد صلاحیت ها برای همیشه ناشناخته خواهند ماند و حتی خود رد صلاحیت شدگان نیز به روشنی درنخواهند یافت که در مدت کمتر از سه سال چه کرده اند که در زمره آنانی قرار گرفته اند که به امنیت کشور لطمه می زنند آن هم با هموندی در انجمن زرتشتیان تهران!

تا زمانی که این دلایل شناخته نشوند و این پروسه ادامه پیدا کند پروانه های انجمن های گوناگون تنها پروانه هایی در باد هستند...

+ نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 9:49 توسط |

کنگره های جهانی زرتشتیان برای چه برگزار می شوند؟

سالهاست که شاهد برگزاری همایش هایی با نام کنگره جهانی زرتشتیان در یکی از کشورهای جهان هستیم.همایشی که نهمین دوره آن سالی دیگر در کشور امارات متحده عربی برگزار خواهد شد.جدا از چگونگی برگزاری این کنگره ها و مکان برگزاری آن ، آنچه بیشتر ذهن مرا مشغول کرده است فلسفه و چرایی برگزاری آنهاست.

همایش هایی که به نظر می رسد برای ارتباط بیشتر زرتشتیان جهان با یکدیگر،ارائه راهکارهایی برای چالش های پیش روی زرتشتیان در جهان و همچنین جنبه تبلیغاتی آن برای دین زرتشتی برگزار می شوند شاید نتوانسته اند آنچنان به اهداف خود دست یابند. شاهد این مدعا این موضوع است که در زمان بین برگزاری دو کنگره هیچیک از سازمانها و انجمنهای زرتشتیان سراسر جهان هیچگونه ارتباط یا تعامل قابل توجهی ندارند. حال چگونه می توان در مدت چند روز برگزاری کنگره این ارتباط را ایجاد و تقویت کرد؟

از نظر جنبه تبلیغاتی نیز به نظر می رسد بیشتر و پیشتر از آنکه مخاطب این تبلیغات آن گروهی باشند که آشنایی کمتری با دین زرتشتی دارند ، مخاطبان گروهی هستند که کاملا با این آیین آشنایی دارند و این تبلیغات تنها برای چالش با این دسته طراحی شده اند  و مثال کوباندن میخ آهنین در سنگ است. بخش کوچکی از تبلیغات هم که برای شناساندن آیین زرتشتی ویژه شده است تنها چند روزی هستند و پس از آن ...

بدین ترتیب این کنگره ها تقریبا کارکردهای خود را که برای رسیدن به اهدافش پیش بینی شده بودند  از دست داده اند و برگزاری آنها در این دوران ، آنچنان که از چگونگی برگزاری آنها پیداست ،تنها جنبه فستیوال یا جشنواره به خود گرفته است که مقالاتی نیز در بینابین این برنامه های به اصطلاح جانبی ارائه می شوند که تاریخ مصرف آنها همان ساعت ارائه آنهاست.

شاید بتوان در عصر ارتباطات بخشی از کارکردهای این کنگره ها را به رسانه ها سپرد و کارکردهای جدیدی برای آن تعریف کرد. چه برگزاری کنگره ها با ساختارهای کهنه موجود تنها اتلاف وقت و انرژی و سرمایه جامعه جهانی زرتشتیان است.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 12:18 توسط |

 

بیماری کهنه گردش چهلم

انجمن زرتشتیان تهران قدیمی ترین نهاد هازمانی زرتشتیان ایران در دوران معاصر است که بیش از سد سال پیش با هدف انجام امور داخلی هازمان و مشورت در امور مختلف آن پایه گذاری شد. هر چند سالیان دراز ازآن تاریخ می گذرد، مهمترین خویشکاری های این انجمن اما همچنان همان اهداف پیشین هستند. با این تفاوت که امروزه از یک سو با افزون شدن دارایی های انجمن که همانا دارایی های هازمان زرتشتی هستند ، شیوه های مدیریت این دارایی ها دیگرگون شده اند و از سویی دیگر هازمان زرتشتی از نظر روابط داخلی افراد آن دگرگونی های بسیاری را به خود دیده است.

آغاز سال ۱۳۸۷ خورشیدی همزمان است با پایان چهلمین گردش این انجمن.بیست و یک نفری که سه سال پیش و در فاصله چند ماه پس از راه یافتن کورش نیکنام به مجلس شورای اسلامی از سوی هازمان زرتشتیان تهران به عنوان نمایندگان آنها در هیات مدیره انجمن برگزیده شدند همچون تمامی سی و نه گردش پیشین چالش های بسیاری را پیش رو داشتند. از یک سو بی تفاوتی افراد هازمان نسبت به سازمانها و انجمنها و مهاجرت بسیاری از آنان به برونمرز و از سویی دیگر وضعیت نه چندان به سامان موقوفه هایی که انجمن نگهداری از آنها را بر عهده داشت دو چالش اساسی این انجمن بودند.

از همان آغازو با نگاهی به برگزیدگان گردش ۴۰ می شد فهمید که بیشتر آنان از نیروهای تازه نفس هازمان هستند که پس از نه گفتن مردم به چرخه بسته مدیران هازمان در انتخبات مجلس شورای اسلامی وگزینش نیکنام به عنوان نماینده زرتشتیان در مجلس ، به ساختمان خیابان میرزاکوچک خان وارد شده بودند.نام های کمتر آشنایی که پس از گردش ۳۹ که چهار سرنشین پیشین گردش های انجمن را در خود داشت و نتوانست چندان کارکرد قابل قبولی داشته باشد ، با پشتیبانی نیکنام آمده بودند تا طرحی نو دراندازند .

گذشت ماه هایی چند از آغاز به کار گردش تازه کار نشان داد که این گردش نیز به همان بیماری مبتلا بود که چند گردش پیش از آن بودند. هیاتی که نام هیات مدیره را با خود به همراه داشت آنقدر درگیر کارهای اجرایی شد که خویشکاری مهم خویش یعنی سیاستگذاری برای جامعه و مدیریت آنها را به کل فراموش کرد. اینچنین بود که این گردش نیز انتقاد بسیاری را برانگیخت که انجمن "بنگاه معاملات ملکی" و یا "شرکت ساختمانی " نیست.هرچند با نگاهی منصفانه بسیاری از بازسازی های انجام شده در این گردش و بسیاری از خریدوفروش های املاک اموری بودند به سود هازمان.اما این کارها باید بر عهده سازمانی می بود خارج از هیات مدیره .نه اینکه هموند این هیات خود درگیر این امور اجرایی شود. بیماری "یکی شدن مدیرومجری" نه بیماری ویژه این گردش بلکه آسیب این چند ساله اخیرنه انجمن زرتشتیان تهران بلکه تمامی انجمنهای زرتشتیان است.این بیماری خود را در تمامی زمینه های کارکردی انجمن نشان داد.جایی که هموند هیات مدیره خود گاه دبیر همایش می شد،گاهی مسئول کتابخانه و گاه سرپرست کارگاه ساختمانی و یا مدیر درمانگاه.

بیماری دیگری که در این گردش انجمن آشکارا میشد مشاهده کرد، درگیری های درونی هموندان هیات مدیره بود.با آنکه در ابتدای کار این انتظار میرفت که برگزیدگان گردش ۴۰ - که بیشتر آنان همچون که پیشتر اشاره کردیم تازه نفس و مورد حمایت کورش نیکنام بودند- برخلاف گردش پرماجرای سی و نه بتوانند با همرایی و همسویی بیشتر به پیش روند، اما عدم تحمل نظرات مخالف - که به گونه ای در ما ایرانیان نهادینه شده است - مشکل ساز و سبب آن شد تا عده ای از هموندان از گردونه هیات مدیره خواسته یا ناخواسته خارج شوند.شاید سرشناس ترین آنان رشید خورشیدیان بود که بیشترین رای تهرانی ها را از آن خود کرده بود و پس از ماجراهای بسیار از انجمن کناره گرفت.

شوربختانه شیوه کنش هیات مدیره با هموندان جانشین هم چندان چنگی به دل نزد.انجمن گردش ۴۰ که به سبب دگرگونی سیاست خبررسانی "هفته نامه امرداد"در عدم درج اخبار داخلی زرتشتیان در نشریه همگانی امرداد و دوره چاپ طولانی "امرداد زرتشتیان" به عنوان تنها نشریه خبری مکتوب هازمان زرتشتیان ایران برخلاف گردش پیشین بدون وجود منتقد رسمی به کار ادامه می داد ، هیچگاه نتوانست انتقادپذیری خود را به چالش بگیرد و در برابر نخستین انتقاد جدی(بدون اینکه بخواهم در مورد درستی یا نادرستی آن انتقاد داوری کنم) آن هم از سوی یک هموند هیات مدیره (که از قضا از هموندان جانشین بود) که در "هفته نامه امرداد"چاپ شد آنچنان برآشفت که تصمیم به پیگرد قانونی "امرداد"گرفت ، بی خبر از آنکه دوگانگی های فکری درون گروهی را می توان با گفتگو از میان برد.حتی نیت این گردش برای شکایت از یک نشریه(تفاوتی ندارد که نامش امرداد باشد و یا نام دیگری داشته باشد) که چشم و گوش هر هازمانی است، خود لکه سیاهی بود در کارنامه گردش چهلم.

نگاهی کلی به گردشی که روزهایی چند از دورانش بیشتر باقی نمانده است نشان می دهد که نمی توان چهلمین گردش انجمن را گردشی ناموفق دانست.چه بسیاری از پروژه های نیمه تمام ساختمانی انجمن در این گردش به پایان رسیدند که شاید مهمترین آنها "خانه سالمندان" و "بازسازی کتابخانه و درمانگاه یگانگی" بودند.همایش های بسیاری برگزار شد.برگزاری "نمایشگاه عکس زرتشتیان" و نصب "پلاکاردهایی به مناسبت زایش اشوزرتشت"در گذرگاه های همگانی تهران با همکاری شهرداری نیز از کارکردهای مثبت فرهنگی این گردش بود.همچنین برگزاری "مسابقه طراحی آدریان بزرگ" نیز از آن دسته کارهایی بود که نشان داد در صورت مشورت با مردم می توان نتایج بهتری گرفت.در مورد مهمترین موقوفه زرتشتیان ایران یعنی "زمینهای قصرفیروزه"این گردش انجمن گردشی بدون ماجرا و آرام بود و تنها در روزهای پایانی صحبت هایی در مورد تمدید قرارداد با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به گوش رسید که شوربختانه آگاهی رسانی دقیقی از سوی انجمن در این مورد انجام نگرفت.

به هر حال اما تمام کارکردهای انجمن تحت الشعاع دو مشکل موجود یعنی "بیماری یکی شدن مدیر و مجری" و تداخل این دونقش و همچنین "عدم تحمل آرای مخالف" و درگیری های درون گروهی(که به نظر می رسد این دو مشکل نه ویژه این گردش باشند که سالیان است گریبانگیر انجمنهای ما هستند ) قرار گرفتند وبا آنکه انجمن می کوشید تا بهترین مجری باشد ، اما نتوانست مدیر خوبی باشد . به نظر می رسد هنوز انجمنهای ما به یک نظامنامه داخلی کاربردی برای جداسازی نقش ها و کمی مدارای بیشتر نزد برگزیدگان و همچنین مجرای آگاهی رسانی قوی نیاز داشته باشند تا بتوانند درمانی باشند بر بیماری های کهنه گردش های انجمن.

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 16:4 توسط |

 

تنها برای ثبت در تاریخ

نوشتاری را در تارنمای برساد خواندم به قلم مدیر این سایت جناب آقای رشید شهرت. آن نوشتار مرا واداشت تا نکاتی ناگفته از دوران مسئولیتم درهفته نامه "امرداد" به عنوان سردبیر را تنها برای ثبت در تاریخ بازگو کنم و به هیچ روی در پی تسویه حساب شخصی نیستم (آنگونه که برخی از دوستان در آن دوران با امرداد می کردند و شوربختانه هنوز هم ادامه دارد) چه که مدتهاست تسویه حساب با این به اصطلاح دوستان را به خدا واگذار کرده ام. اما اصل ماجرا:

حدود پنج یا شش سال پیش هنگامی که من سردبیر هفته نامه "امرداد"بودم در یزد موجی منفی علیه "امرداد" و "خسرو دبستانی" نماینده وقت زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی به راه افتاد که هنوز هم نتوانسته ام دلیل به وجود آمدنش و همچنین فروکش کردنش را به روشنی دریابم.

داستان این بود که در یزد شایعه شده بود که انجمن موبدان تهران نامه ای در تایید فعالیت های گروه "یانشوران مانتره" نوشته و در اختیار "امرداد" و "دبستانی"قرار داده است تا منتشر شود اما آنها ("امرداد" و "دبستانی" ) از انتشار آن خودداری می کنند.

در این مورد نامه های تهدید آمیز بسیاری به دفتر "امرداد" رسید و گرچه خود من در گفتگویی با شادروان "موبد جهانگیر اشیدری" فرنشین آن زمان "انجمن موبدان" از او خواستم تا حقیقت وجود یا عدم وجود این نامه را بیان کند و گرچه آن شادروان به صراحت وجود چنین نامه ای را رد کرد(گرچه این نکته را متذکر شد که در مورد یانشوران نظر مثبتی در انجمن موبدان وجود دارد) و باز هم گرچه این خبر در "امرداد" به چاپ رسید اما باز هم عده ای در یزد آنچنان از وجود این نامه مطمئن بودند که هیچ چیز نمی توانست آنان را از اعتقاد خود باز دارد.

جالب اینجاست که آقای رشید شهرت از کسانی بود که سخت به این شایعه دامن می زد و در پوشش حمایت از خانم شهزادی و یانشوران مانتره حتی خبرنگار آن روزهای "امرداد" در یزد را هم تهدید می کرد.نکته جالب دیگر این موضوع است که پس از مدتی این موج خود به خود فرو نشست بدون آنکه دیگر هیچ کس پرسشی درباره سرانجام این نامه بکند.

و باز هم جالب اینجاست که هنوز و در حالی که چهار سال گذشته وظیفه نمایندگی زرتشتیان در مجلس بر عهده "کورش نیکنام" از دوستان خانم شهزادی و آقای رشید شهرت و به طور کلی "یانشوران مانتره" بود (همانها که در انتخابات به سود وی تبلیغ می کردند و اکنون به نظر می رسد بین آنها و "نیکنام" شکرآب شده است) هیچگونه نامه ای با این محتوا در هیچ رسانه ای منتشر نشد تا "سیه روی شود هر که در او غش باشد"

نمی دانم برخی چگونه به خود این اجازه را می دهند که بسیار آسان با جامعه زرتشتی این بازی های بچه گانه را انجام دهند تا به اهداف خود برسند؟

از این پس بر آنم تا هر چند گاه یکبار کمی از این ناگفته ها را تنها برای ثبت در تاریخ بازگو کنم.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 23:27 توسط |

امرداد

جریانی نو...

هشت سال از روزی که نخستین شماره نشریه "امرداد" منتشر شد می گذرد. نشریه ای که سعی کرده و می کند تا خبرهای روز هازمان زرتشتی را با شیوه های نوین روزنامه نگاری در اختیار هموندان این هازمان قرار دهد . از همان آغاز زندگی "امرداد" والاترین آرمان نشریه ایجاد جریان آگاهی رسانی در هازمان زرتشتی بود. جریانی که بتواند اخبار انجمن ها و سازمانهای گوناگون زرتشتی را بدون انکه از صافی آن انجمن ها رد بشوند آزادانه در اختیار هموندان هازمان قرار دهد.

 در حالی که "امرداد" به نهمین بهار زندگی اش پا می گذارد می توان گفت که موج آگاهی رسانی  که هشت سال پیش به وجود آورد اکنون به جریانی تبدیل شده است و به نظر می رسد "امرداد" آهسته آهسته به آرمان خود رسیده است. شاهد این مدعا تارنماهای مختلف خبری هستند که هر یک می کوشند تا با آگاهی رسانی به هازمان زرتشتی این جریان به وجود آمده را قوی تر کنند. جالب اینجاست که دیگر نه "امرداد" بلکه همان کسانی که هشت سال پیش کوشش "امردادی ها " را برای آگاهی رسانی یا نمی دیدند و یا نمی خواستند ببینند اکنون خود در راه تربیت خبرنگار می کوشندُ این خود نشاندهنده پیروزی "امرداد"است.

نکته ای که در این میان ذکر آن بایسته به نظرم آمد این بود که "امرداد"هشت سال پیش آغازگر جریانی بود که امروزه شاهد آن هستیم. امروز هم می تواند آغازگر جریانی نو باشد که چند سال آینده می توان آن را شاهد بود. امروز که "امرداد " در راه آگاهی رسانی دیگر تنها نیست و رقیبانی دارد بهترین زمان است تا در کنار کار خبررسانی به تحلیل آن اخبار هم بپردازد. چرا که اگر خبر را آینه ای در نظر بگیریم تحلیل آن خبر مانند تصویر درون آینه است و برای دیدن بهتر هازمان باید که تصویر درون آینه را خوب دید. به نظرم شایسته است تا دست اندرکاران "امرداد" کمی بیشتر روی این بخش بیندیشند تا "امرداد"همچنان پیشتاز آگاهی رسانی در هازمان زرتشتی باشد.

+ نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 13:5 توسط |

زرتشتیان و انتخابات

 

نگاهی تحلیلی به انتخاب نماینده زرتشتیان در مجلس هشتم شورای اسلامی

 

شامگاه آدینه ۲۴ اسفندماه هنگامی که کار شمارش آرای زرتشتیان در شهرهایی مانند اهواز و شیراز و اصفهان به پایان رسید می شد به آسانی دریافت که اسفندیار اختیاری برای چهار سال درپیش رو نماینده جامعه ایرانیان زرتشتی در مجلس شورای اسلامی دوره هشتم خواهد بود.آنچه اما کمتر کسی گمان می برد ، تعداد آرایی بود که اختیاری از آن خود کرد.

با پایان گرفتن شمارش آرا آشکار شد که از میان ۷۱۵۵ رای گرفته شده در جایگاه های گوناگون رای گیری ، اسفندیار اختیاری با به دست آوردن ۳۶۰۷رای پیروز انتخابات است.نفر دویم رستم خسرویانی بود که با۱۹۵۱ رای بر افلاتون ضیافت نماینده زرتشتیان در مجلس سوم که تنها توانسته بود۱۴۷۸رای را از آن خود کند پیشی گرفته بودو ضیافت را تا جایگاه سوم از میان سه نفر نامزد انتخاباتی پایین برده بود.

دستیابی به بیش از ۵۰% آرای زرتشتیان ایران از سوی اسفندیار اختیاری که تا همین یکسال پیش کمتر کسی با نام او آشنا بود از شگفتی های این بار انتخابات بود.اختیاری ، استاد دانشگاهی که برای نخستین بار پس از انقلاب نه از میان زرتشتیان پایتخت بلکه از شهر یزد برای نمایندگی مجلس نامزد شد ، بیشتر آوازه خود را از نشست هایی به دست آورد که در شهرهای گوناگون زرتشتی نشین با نام نشست های «تفکر خلاق» برگزار کرد.نشست هایی که بیش  و پیش از آنکه لایه سنتی و سالخورده هازمان زرتشتی را به سوی او بکشاند اسباب گرویدن جوانان را به سوی این استاد دانشگاه فراهم کرد.پیش از این نشست ها اما گزینش اواز سوی انجمن زرتشتیان تهران به سمت سرنشین مارکار یزد که هم او نام «پردیس دانش مارکار یزد » را برای آن برگزیده بود و همچنین پشتیبانی ناپیدای انجمن موبدان زمینه را برای برجسته شدن در هازمان چیده بود.شگفت آنجایی است که گزینش او برای سرنشینی در «پردیس دانش مارکار یزد» از سوی انجمنی انجام گرفت که نفردویم هیات مدیره اش ،رستم خسرویانی ،رقیب انتخاباتی اختیاری بود.نکته ای که گویای مقبولیت او نزد همگان است.رد شدن صلاحیت کورش نیکنام نماینده کنونی زرتشتیان از سوی شورای نگهبان نیز کمکی بود تا اختیاری بتواند با آرای ۵۰ درصدی به صندلی سبزرنگ مجلس شورای اسلامی تکیه زند.

با نگاه به شمار آرای نامزد های نمایندگی در این دوره و سنجیدن آن با شمار آرای انتخابات پیشین می توان به این نتیجه رسید که۳۶۰۷ رای به دست آمده از سوی اختیاری نزدیک به ۹۲ %  جمع آرایی است که نفرات نخست و سوم انتخابات گذشته یعنی کورش نیکنام و خسرو دبستانی به دست آوردند.اختیاری درهمه صندوق های رای گیری به جز سه صندوق(مارکار تهرانپارس،شریف آباد  و میبد یزد) پیروز شد . آرای بالای او در شهرستانها گویای محبوبیت بسیار وی در بیرون از پایتخت دارد به گونه ای که در کرمان توانست ۸۵% آرای به صندوق ریخته شده را از آن خود کند.در تهران هم اما اختیاری خوش درخشید. جدا از مارکار تهرانپارس که او رقابت را به خسرویانی باخت در دیگر صندوق ها رای دهندگان پایتخت اختیاری را به عنوان نفر نخست برگزیدند.تا جایی که درصندوق خانه نرگس وی توانست بیش از ۵۰%آرا را از آن خود کند.آرای اختیاری در حالی از نفر دویم یعنی خسرویانی ۱۶۵۶ رای بیشتر بود که در دوره پیشین اختلاف نفرات نخست و دوم یعنی کورش نیکنام و افلاتون ضیافت کمتر از ۲۰۰ رای بود.

رستم خسرویانی نفر دوم انجمن زرتشتیان تهران گردش ۴۰ که در انتخابات گردش ۴۱ انجمن نفر نخست بود با ۱۹۵۱رایی که به دست آورد نشان داد که تنها در تهران شناخته شده نیست .هرچند او رقابت را در همه صندوقهای شهرستانها به رقیبان انتخاباتی اش باخت (که البته تنها در شریف آباد و میبد این باخت در برابر افلاتون ضیافت بود) اما در برخی شهرها مانند اهواز،شیراز و اصفهان شانه به شانه نفرنخست پیش رفت.

در تهران اما خسرویانی آسوده بود که هواداران بیشتری دارد و این آسودگی چندان بیهوده هم نبود آنجایی که وی توانست در مارکار تهرانپارس رقیبانش را شکست دهد و در بیشتر جایگاه های رای گیری تهران از رقیب پرآوازه اش ،افلاتون ضیافت پیشی گیرد.البته نبود کورش نیکنام در گردونه انتخابات نیز به یاری خسرویانی آمد تا او بتواند اینگونه آرای زرتشتیان را به سوی خود بکشاند هر چند از شیوه های مدیریتی وی در انجمن زرتشتیان نیز نباید به آسانی گذشت.

افلاتون ضیافت اما داستانی دارد پرآب چشم و تکراری. او که در دو دوره پیشین انتخابات با به دست آوردن جایگاه دوم نتوانسته بود آرای زرتشتیان را با خود همراه سازد در این دوره در این اندیشه بود که در نبود رقیب پرآوازه و سرسختی مانند کورش نیکنام به آسانی خواهد توانست با به دست آوردن ۴۰%آرا پا به مجلس بگذارد بی خبر از آنکه داستان دیگری نوشته خواهد شد.ضیافت در همه صندوق ها به جز شریف آباد و میبد یزد که زادگاه وی به شمار می روند رقابت را به اختیاری یا خسرویانی باخت.او با اینکه در شریف آباد از۷۴ رای گرفته شده ۶۸ رای را از آن خود کرد اما حتی در میبد نیز نتوانست بیش از ۵۰%آرا را با خود همراه سازد.ضیافت که همچون دوره های پیشین هیچگونه امیدی به پیروزی در شهرستانهای شیراز و اهواز و کرمان و اصفهان نداشت ،در تهران و یزد نیز شکست سنگینی را از رقیبان انتخاباتی اش پذیرا شد.نماینده دوره سوم مجلس به جز میبد و شریف آباد که برنده بی چون و چرا بود،تنها در ۴ صندوق دیگر توانست نفر دوم باشد و در دیگر صندوق ها جایگاه واپسین را از آن خود می دید.۱۴۷۸رای ضیافت نشان داد که او نتوانسته است حتی ۲۰۹۰ رای دوره پیشین را نیز به دست آورد و پیش بینی هایش برای به دست آوردن ۴۰%آرا کاملا نادرست بوده اند.او این بار برخلاف دو دوره پیشین و همچنین انتخابات مجلس چهارم و میاندوره ای همان مجلس(که به ترتیب از خدایار معاونت و پرویز روانی شکست خورد)حتی نتوانست جایگاه دوم را به دست آورد و واپسین نفر در سیاهه سه نفره نامزدهای انتخاباتی بود.اختلاف رای ۲۱۲۹تایی با نفر نخست و ۴۷۳ تایی با نفر دوم در حالی او را در جایگاه سوم نشاند که در دوره پیش تنها کمتر از ۲۰۰ رای با برنده انتخابات یعنی کورش نیکنام فاصله داشت.

در نگاهی کلی به آمار انتخابات هرچند که میزان مشارکت زرتشتیان در شهرهای اهواز و اصفهان و شیراز در سنجش با دوره پیشین افت کرده بود اما این افت با افزایش شمار آرا در تهران،یزد و کرمان جبران شد به گونه ای که شاهد افزایش 7.5درصدی شمار رای دهندگان در این دوره بودیم.رویدادی که با افزایش شمار مهاجران به برونمرز و همچنین کنار کشیدن برخی از هواداران کورش نیکنام از انتخابات چندان قابل پیش بینی نبود.اتفاقی که با رفتن بیشتر جوانان زرتشتی به پای صندوق های رای روی داد.

در نگاهی ناآماری به نتیجه انتخابات می توان دریافت که رای بالای اسفندیار اختیاری و همچنین پیشی گرفتن شمار آرای رستم خسرویانی از افلاتون ضیافت گویای رویگردانی هازمان زرتشتی و به ویژه جوانان از چرخه بسته مدیریتی در هازمان زرتشتی دارد.افلاتون ضیافت اصولا به آن دسته از مدیران هازمان وابستگی دارد که در سالهای نخستین پس از انقلاب به روی کار آمدند .شکست خسرو دبستانی در دوره پیش و افلاتون ضیافت در این دوره و همچنین برگزیده شدن بسیاری از چهره های کمتر شناخته شده و نو در گردش های ۴۰ و ۴۱ انجمن زرتشتیان تهران گواه آن است که هازمان ایرانیان زرتشتی که اکنون دارای ساختاری جوان است(این ساختار زاییده افزایش جمعیت ناگهانی ایران در سالهای نخستین پس از انقلاب است که کودکان آن روزها اکنون دوران جوانی را پشت سر می گذارند) خواهان داشتن مدیرانی با اندیشه های نوتر است.رستم خسرویانی و اسفندیار اختیاری نماینده امروزی این مدیران نو هستند.

به هر روی اسفندیار اختیاری از سوی ایرانیان زرتشتی برگزیده شد تا در چهار سال پیش رو خویشکاری نمایندگی آنان را در نهاد قانونگذاری حکومت بر عهده داشته باشد.سمتی که برای نمایندگان ادیان مختلف در مجلس شورای اسلامی بیش و پیش از آنکه سمت و سوی قانونگذاری داشته باشد ، چهره یک پل ارتباطی بین نهاد حکومت واین گروه های کوچک دینی را می نمایاند.

ماده ۸۸۱ مکرر قانون مجازات اسلامی که در آن تصریح شده است که کافر از مسلمان ارث نمی برد،از جمله چالش های قانونی در دفاع از حقوق هازمان زرتشتی برای اختیاری خواهد بود و شایسته فراهم کردن هماهنگی بیشتری میان نمایندگان دیگر ادیان در مجلس شورای اسلامی است.

در درون هازمان زرتشتیان اما مهمترین چالش هماهنگی بین انجمنهای گوناگون ، بازنگری در شیوه های مدیریتی هازمان، نگرش ویژه به جوانان و درنهایت ایجاد اتاق فکر زرتشتیان است.هازمان زرتشتی اکنون به شدت به بودن چنین اتاقی نیازمند است و تنها نماینده زرتشتیان در مجلس که برآیند نیروهای مختلف هازمان است می تواند زمینه برپایی آن را فراهم کند.درنوشتاری دیگر به این نکته خواهم پرداخت.

با آرمان پیروزی و دیرزیوی برای برگزیده زرتشتیان در مجلس

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 13:37 توسط |

مدیریت مهاجرت

دیرسالی است که جامعه زرتشتیان ایران با پدیده ای پیچیده رو به رو شده است.پدیده ای که با عنوان «مهاجرت»می شناسد و در ایران آن رانوعی «معضل»می دانند.پدیده ای که امروزه دیگر نه جوانان زرتشتی ،بلکه خانواده ها و افراد میانسال و گاه گاه کهنسال را نیز شامل می شود.اینکه این مهاجرت چرا صورت می گیرد،نیازمندبررسی و پژوهشی علمی و همه جانبه است.آنچه در این میان اما به عنوان دلایل عمده مهاجرت عنوان می شودوکم و بیش همگان از آن آگاهند ، فشار اقتصادی،فرصتهای نا برابر شغلی و بی مهری هاومحدودیت های اجتماعی هستند.

تورم فزاینده ، آن هم به گونه روز به روز در ایران و فشار اقتصادی حاصل از آن بر اقشار مختلف جامعه،بسیاری از خانواده ها را از انجام زندگی روزانه و تامین هزینه های زندگی ناتوان کرده است.از سویی دیگر بسیاری دیگر از جوانان زرتشتی فارغ التحصیل از دانشگاه های کشور،از یافتن شغلی مناسب با رشته تحصیلی خود بازمانده اند.گرچه این مشکل ویژه جوانان زرتشتی و یا اقلیت های مذهبی نیست ،اما نابرابری ها و تبعیض هایی که گهگاه در مورد آنان در ادارات مختلف دولتی و غیردولتی اعمال می شود ، دلایل افزوده ای است بر دلزدگی از زندگی در چنین جامعه ای . مشکلی که در ظاهر با پیگیری های نمایندگان زرتشتیان در یکی دو دوره اخیر مجلس شورای اسلامی حل شده است اما در واقعیت هنوز پابرجاست . و سرانجام محدودیت های مختلف اجتماعی در ایران که به ویژه جوانان را از داشتن روابط معمول اجتماعی باز می دارد و آنان را به پنهان کاری تشویق می کند.

تمامی این دلایل دست به دست هم می دهند تا تنها راه حل باقی مانده برای گریز از این شرایط ،رفتن به خارج از کشور باشدکه چند سالی است آسان تر از گذشته شده است.با نگاهی به دلایل عمده مهاجرت ،می توان فهمید که جامعه زرتشتی ایران چندان نقشی در به وجود آمدن پدیده مهاجرت و یا از دید برخی معضل مهاجرت نداشته است.گرچه نبود مدیریتی توانا در انجمن ها و سازمانهای زرتشتی می تواند نقشی در دلزدگی بیشترافراد نسبت به جامعه بازی کند،اما این عامل نمی تواند بیش از 10% موثر باشد.چه پدیده مهاجرت ویژه جامعه زرتشتیان نیست و در میان جوامع دیگر ادیان نیز به وفور به چشم می خورد.

در این میان اما آنچه بسیار جلب توجه می کند ، انفعال و بی برنامگی زرتشتیان درون و برون کشور برای برخورد با این پدیده است.در درون کشور،انجمن ها و سازمان های ما نمی دانند چه راهی در پیش بگیرند تا بتوان از شدت این مهاجرت کاست،چه آنان نگران کم شدن شماره زرتشتیان ساکن ایران و در نتیجه نابودی دین زرتشتی در خاستگاه خود هستندو از سویی دیگر نهاد های زرتشتی برون کشور نیز نه آمادگی آن را دارند و نه می دانند که چگونه باید با این سیل مهاجران رو به رو شوند.

نهادهای درون ایران ، تنها راه مبارزه با مهاجرت را سیاه نمایی مطلق زندگی در خارج از کشور تشخیص داده اند و اینکه اگر به آنانی که تصمیم به رفتن دارند ،حتی اگر شده به صورت نادرست و گاه دروغ،از وضعیت بد و اسفناک زندگی مهاجران در خارج از کشور بگویند،آنان از تصمیم خود صرفنظر کرده،دلبسته زندگی در وطن می شوند.این کار سیاه نمایی مطلق را هم نه به صورت سازمانی و تشکیلاتی ،بلکه به صورت انفرادی و شفاهی و گاه گاه با نوشتارهایی در نشریات زرتشتی انجام می دهند .

در برون از ایران اما شرایط به گونه ای دیگر است.نهادهای زرتشتی آمریکا(به عنوان کشور مقصد مهاجران)تاکنون هیچ برنامه مشخص و مدونی برای رو به رو شدن با تعداد روزافزون مهاجران ندارند.آنان نیازهای فردی را که تازه به کشوری بیگانه آمده است نمی دانند و در نتیجه نمی توانند در رفع این نیازها بکوشند.

راه حل اما چیست؟نخست ذکر این نکته ضروری است که این پیشنهادات تنها نظرات شخصی نگارنده است و شایسته است که چه در درون و چه بیرون از کشور ،با بررسی دیگر پیشنهادها و نظرها ،تصمیم شایسته گرفته شود.

آنچه در درون ایران می توان انجام داد ،شکل دادن منطقی و موجه و مستند افکار عمومی جامعه زرتشتی نسبت به پدیده مهاجرت است.بدیهی است که رسانه های جامعه در شکل دهی این افکار عمومی نقشی به سزا می توانند ایفا کنند .اما شایسته تر آن است تا سازمان هایی در درون ایران ،باگرفتن نظرها و تجربه ها و دانسته های مهاجران(ترجیحا آنانی که در چند سال اخیر از ایران خارج شده اند)نشست هایی منظم و با برنامه با جوانان و خانواده های زرتشتی داشته باشندوبدون تعصب و بی آنکه بخواهند موافق و یا مخالف مهاجرت باشند،تمامی جنبه های مثبت ومنفی این پدیده را بررسی کرده و در اختیار جامعه قرار دهند.باز هم تاکید می کنم،این کار باید بدون تعصب و داوری انجام گیرد.مهمترین نیاز جامعه در مورد پدیده مهاجرت که شوربختانه توجهی به آن نمی شود ،در اختیار داشتن آگاهی هایی در مورد زندگی در یک کشور بیگانه و پستی و بلندی های آن است.(کاری که به دلیل آنکه هیچ سازمان و نهاد زرتشتی در ایران فکری برای انجام آن نمی کند ،خوداشخاص خواستار مهاجرت به صورت انفرادی و ارتباطات با آشنایان در خارج از کشور به صورتی محدود انجام می دهند.)یقین دارم که شکل دهی منصفانه افکار عمومی کارکرد مناسب تری نسبت به سیاه نمایی مطلق خواهد داشت و جبهه گیری منفی موافقان مهاجرت را هم در پی ندارد.

در خارج از کشوراما ، نیازها گسترده تر هستند.مدت هاست که در خارج از کشور نیاز به سازمانی که بتواند به عنوان سازمان «اسکان مجدد»عمل کرده و مهاجران را راهنمایی کند،به شدت احساس می شود.کسی که تازه به آمریکا وارد می شود (آمریکا به عنوان کشور مقصد 90%مهاجرت های کنونی)مهمترین نیازهایش کمک برای دوباره ساکن شدن است.کمک برای یافتن مسکن،اتومبیل،وسایل زندگی،شغل و ....کمکهایی که یک سازمان با برنامه «اسکان مجدد»که زرتشتیان آن را از خود بدانند و بدون مشکل و به اصطلاح «رودربایستی»به آن مراجعه کنند تا پاسخگوی نیازهایشان باشد،می تواند به خوبی در اختیار همکیشان و هموطنانش قرار دهد.

این سازمان را می توان دست کم در شهرهایی که بنابرآمار(که گرفتن این آمار کار دشواری نیست)دارای بیشترین تعداد مهاجران زرتشتی هستند (به عنوان نمونه شهرهای ایالت کالیفرنیا)پایه ریزی کرد.چرا که با این کار هم نیازهای تازه واردان را می توان پاسخگو بود و هم تجمعی ایجاد کرد برای زندگی اجتماعی زرتشتیان و پایدارکردن و زنده نگاه داشتن فرهنگ زرتشتی در کشوری با گستردگی فرهنگی بی نهایت مانند آمریکا.

در پایان باز هم اما بر این نکته تاکید می کنم که این پیشنهادها تنها نظر شخصی نگارنده است.نظراتی که باید پس از گرفتن دیگر پیشنهادهاونظرهاوبررسی همه جانبه عملی شوند.تا جامعه زرتشتی بتواند چه در داخل و چه خارج ازکشور با آسودگی بیشتری به زندگی بپردازد.به نظر می رسد این پدیده مهمترین چالش پیش روی این جامعه در سال های آینده باشد.

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 13:21 توسط |